زن بودن خیلی سخته مخصوصا اگه جایی مثل ایران زندگی می کنی، زن بودن یعنی حفظ کردن همه چیز در حد کمال، یعنی باید چندین جبهه رو با هم حفظ کنی، خوب سخته هم زمان شاغل باشی و به درآمد خانواده کمک کنی، مراقب باشی خونه هیچ وقت کم و کسری نداشته باشه به نظافت و پخت و پز و خرید خونه برسی، سعی کنی همیشه در حال پیشرفت باشی و به عبارتی درجا نزنی و کله ات بوی قرمه سبزی نگیره چون مردهای امروزی از تو می خوان در عین اینکه یک زن سنتی هستی و بدون گله و شکایت به امورات منزل رسیدگی می کنی در عین حال یک زن امروزی هم باشی، در کنار همه کارهای دیگه برای پیشرفت شخصی ات در تحصیل و شغل هم وقت بگذاری و همین طور همیشه در حد یک مانکن زیبا و خوش اندام و به روز هم باشی، بچه دار هم بشی و بچه ات رو خودت شیر بدی  و در عین حال هنوز هیکلت مثل زمان ۱۸ سالگی ات مونده باشه! همه این کارها رو هم که کردی بعد از نیمه شب هم یک عاشق سرحال و پرجنب و جوش باشی! بعد از اینکه تونستی به همه اینها دست پیدا کنی و شدی یک فوق تخصص در زمینه کاریت که در ضمن بهترین خونه دار و همسر و مادر دنیا و یک مانکن هم هست، باید همه اینها رو در پستو قایم کنی و در جامعه یک اخموی بد بوی پیچیده شده در گونی باشی چون هیچ کس باور نمی کنه که ممکنه تو دوست داشته باشی خودت هم از زیبایی هات لذت ببری و دنیا رو دوست داشته باشی، همیشه با کوچکترین لبخندی در مظان اتهام به هرزگی هستی، خلاصه اینکه دنیا برای یک زن اون هم از نوع ایرانی قفسیه به کوچکی شعور مردان و ایضا زنانی که همیشه عادت دارن همه رو با دیده بیمار خودشون نقد کنند.