24. !
همرامه
تنهایی
نزدیکه
من بی تو
تا دنیا
تاریکه
میترسم.
همرامه
تنهایی
نزدیکه
من بی تو
تا دنیا
تاریکه
میترسم.
وقتی به خودت نگاه می کنی حس می کنی تمام عمر خواستی خار به پاشون نره، خواستی سپر بلاشون تو خوشی و ناخوشی باشی، خواستی دنیات نباشه ولی اونا باشن و شاد باشن، که نفسشون از جای گرم در بیاد و کامشون شیرین باشه و یهو همونا چقدر تلخت می کنن و یهو یخ میکنی و میشکنی
دلم عین این آسمون برفی گرفته و می خواد بباره ولی یاد یه حرفی می افتم که چند سال پیش تو روزی که دلم خیلی از دنیا گرفته بود شنیدم "خوش به حال خاله ا. همیشه داره می خنده" و نمی دونست که خاله حتی وقتی دلش گریه می کنه هم می خنده، حتی بیشتر و بیشتر از همیشه می خنده
به اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند
يكي زشب گرفتگان چراغ بر نمي كند
كسي به كوچه سار شب در سحر نمي زند
نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار
دريغ كز شبي چنين سپيده سر نمي زند
دل خراب من دگر خراب تر نمي شود
كه خنجر غمت از اين خراب تر نمي زند
گذر گهي است پر ستم كه اندرو به غير غم
يكي صلاي آشنا به رهگذر نمي زند
چه چشم پاسخ است از اين دريچه هاي بسته ات
برو که هيچ کس ندا به گوش کر نمي زند
نه سايه دارم و نه بر بيفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسي تبر نمي زند”
"هوشنگ ابتهاج"